راز بلاگ

مرجع وبلاگ های ایرانی


شبت بخیر خواهرم خواهرم خواهرم خواهرم عهه چقد بدم میاد ازین کلمه حالا نمیشد مث قبل بگی آجی؟ مث این غریبه ها که دفه اوله باهاشون حرف میزنی رسمی و جدی «خواهرم» حالا چرا اومدم اینجا؟ چرا پی ویت نگفتم؟نمیدونم شاید خودمم فک میکنم غریبه شدم  عههه ولش کن رسما خل شدم رف ...

ادامه مطلب

خواهرم...

شعری از مرحوم آقاسی:   در خیابان چهره آرایش مکن                             از جوانان سلب آسایش مکن     زلف خود از روسری بیرون مریز                      در مسیر چشم ها افسون مریز     یاد کن از آتش روز معاد                           جلوه ی گیسو مده در دست باد     خواهرم دیگر تو کودک نیستی                   فاش تر گوی ...

ادامه مطلب

28 آذر 94 / سقط جنین خواهرم

بسم الله   امروز 28آذر 94.... صبح با گریه ی خواهرم شروع شد.... خواهرم صبح که از خواب بیدار شد شروع کرد به گریه کردن من فکر کردم همون گریه های در سوگ جنینشه... علت گریه هاش اومدنه شیرش بود... سینه ی خواهرم از شیر پر شده بود ولی بچه ای نبود که بهش شیر بده... پیرو این اتفاق دردهای بدنش هم زیاد شده بود...   ...

ادامه مطلب

دخترای واقعی ...

دختر یعنی توی خیابون  سنگین باشی و باعفت  ولی با رفقات  توی جمع خودتون و بدون حظور نامحرما خل و چل بازی در بیاری   دختر یعنی من و خواهرم  یکهویی  دختر یعنی من پشت خواهرم  ، خواهرم پشت من  دختر یعنی بعد خواهرم  رفقام  دختر یعنی بهترین همدمم خواهرم  دختر ینی  بعضی وقت ها فقط من و خواهرم ...

ادامه مطلب

27آذر94/

بسم الله الان ساعت 10 شب و صدای گریه ی خواهرم در غم جنین 6ماهش قلبم رو به درد میاره... طفلکی تو خودش میریزه شبا زیر پتو گریه میکنه...حتی سعی میکنه صداش رو ما نشنویم ولی صدای شکستن قلبش فراتر ازین حرفاست....خواهرکم ملاحظه ی بقیه رو میکنه...   امروز 27آذر94 .. امروز صبح عمه خدیجه ام با بچه هاش اومدن دی ...

ادامه مطلب

hamishe

نوازش کردنت عشقه   تو رویامی و زیبایی   همیشه آرزوم بودی دعا کردمو اینجایی   تصور کردنش سخت بودو دستام لایه موهاته   تو هم پیشه من آرومی   همینجا تو دلم جاته   همیشه با تو معنی میده کنارت عشقو فهمیدم   من این احساسو دوست دارم واسه تو جونمو میدم   همیشه با تو بسم نیست تا ابد با تو کوتاهه   تو هستی که ...

ادامه مطلب

چادر.........

کسی که در قفس غرب استحاله شود به پنجه هوس غریبان مچاله شود در خیابان چهره آرایش مکن از جوانان سلب آسایش مکن زلف خود از روسری بیرون مریز در مسیر چشم ها افسون مریز یاد کن از آتش روز معاد طره گیسو مده در دست باد خواهرم  دیگر تو کودک نیستی فاش تر گویم عروسک نیستی خواهرم ای دختر ایران زمین یک نظر عکس شهی ...

ادامه مطلب

26آذر / سقط شدن بچه ی خواهرم2

بسم الله امروز روز سختی بود... بچه ی خواهرم سقط شده و خواهرم حال خوبی نداره طفلکی...خیلی ناراحته....احساس میکنم بچه ی خواهر شکوه ام که به دنیا بیاد بیشتر اذیت شه اخه دخترش یه ماه از بچه ی آبجی شکوهم کوچیک تر بود....انشاالله ک بچه ی اون سالم به دنیا بیاد و صحیح و سلامت باشه   خدایا چقدر بزرگی....شکرت ...

ادامه مطلب

نانوشته های زندگی

مرد ثروتمند بدون فرزندی  بود که به پایان زندگی‌اش رسیده بود،کاغذ و قلمی برداشت تا وصیتنامه خود را بنویسد:((تمام اموالم را برای خواهرم می‌گذارم نه برای برادر زاده‌ام هرگز به خیاط هیچ برای فقیران.))اما اجل به او فرصت نداد تا نوشته اش را کامل کند و آنرا نقطه گذاری کند.پس تکلیف آن همه ثروت چه می‌شد؟؟؟برا ...

ادامه مطلب

خواهرم! ویژگی های جسمانی زن از اسرار اوست و حجاب حافظ اسرار زیبایی های زن است. پس مبادا اسرار خود را بر نامحرمان افشا کنی که اسرار خود را نادیده انگاشته ای. * خواهرم! حجاب باله های شنا به سوی سرچشمه هستی است و پوشش های مهیج وزنه های سنگینی است که زن را غریق ژرفای مهیب دنیا خواهد کرد. نمونه های به حق پی ...

ادامه مطلب

-جیگرم بیااااا -مرگ و جیگرم الان میام -نفس آبجی درس صحبت کن -نوموخوام -الهی آبجی فدای نوموخوام گفتنات شه -اه میگی چیکارم داری یا برم؟؟؟؟؟؟؟ -هیچی گلم دلم واست تنگ شده بود خواستم از اون اتاق دل بکنی بیای ببینمت.حالا بیا یه بوس به آبجی بده نفس -خب دلت تنگ شده خودت بیا پررو بعدشم دهنت و ببند می دونی من ا ...

ادامه مطلب

میگویی دلم پاک است ....میگویم خواهرم از دل پاک عمل پاک هم برمی آید ....میگویی من هم عفیف هستم ....میگویم خواهرم تو مرتبه ای از عفت را داری ؛ مثلا اینقدر عفت داری که تن فروشی نکنی ،زنا نکنی اما زنای چشم چطور؟ با مرتبه کامل عفت کمی فاصله داری....میگویی خب پسرها چرا جلوی نگاهشان را نمیگیرند؟میگویم راست میگویی ...

ادامه مطلب

پایان ترم اول

سلام خیلی دیر اومدم اما اومدم. ترم اول زبان تموم شد. خوب بود در واقع عالی بود.البته یه کم غیبت داشتیم ولی جبران کردیم و به فاینال رسوندیم خودمونو. الان دو جلسه از ترم دوم هم گذشته. داریم قدم به قدم به هدفمون نزدیک میشیم. یه اتفاق خوبم داره میوفته و اونم اینه که پسر خواهرم داره میره استرالیا و خواهرم ه ...

ادامه مطلب

سردرگمی........

حالم خوب نیست..مثل حمله های صرع که سراغ آدمای مبتلا به صرع میاد این حالتا میاد سراغ من!ناخودآگاه همه غمهای دنیا میاد سراغم..میدونممشکلات من در مقابل بعضی آدما هیچی نیست ولی نمیدونم چرا اینقدر منو درگیر خودش کرده..خوبه این کلاس تار رو میرم که یه ذره حالم بهتر شه..به خواهرم گفتم برام از مشاور وقت بگیره. ...

ادامه مطلب

                خواهرم در کوچه آرایش مکن!                       از جوانان سلب آسایش مكن                           گیسوان از روسری بیرون مریز          بر مسیر دیدگان افسون مریز                              خواهرم دیگر تو کودک نیستی                                        فاش می گویم عروسک نیستی       ...

ادامه مطلب

خواهرم با تو سخن می گویم...!

خواهرم بیداری؟ بی قرارم اینک... پشت خطم وصلی...؟ خواهرم با تو سخن می گویم! اگر آقای غریبم آید و بگوید دختر سال ها پشت در غیبت اگر من ماندم این همه ندبه ی غربت خواندم همه اش وصل به گیسوی تو بود چه جوابی داری؟! اگر آقا گوید از سر عشقِ خیالی که تو کردی آواز من ندارم سرباز چه جوابی داری؟! دختر شیعه هنوزم ...

ادامه مطلب

دخترِ ایرانی، ناموس من، ناموس تو!

من نسبت به اتفاق دیشب که برای خواهرم پیش اومد، خیلی به فکر رفتم. همیشه میگفتم اگر کسی با دختر مردم کاری رو بکنه، یک نفری هم همون کار رو با خواهر یا مادر یا دختر خودش انجام میده. اما داشتم فکر می کردم که آخه من تا حالا مگه با دختر مردم کاری کردم که این اتفاق برای خواهرم رخ داده؟!.. ...

ادامه مطلب

انتظار

خواهرم عکس های دختر جانش را به دیوار کوبیده و هر روز نگاهشان میکند، چه انتظار شیرینیست و دخترش هم با لگد هایش این اشتیاق را پر و بال می دهد و خدای من چه تنوعی ایچاد کرده در انتظار بنده هایش..انتظاره خواهرم برای تولد دختر بهمن ماهیش و انتظاره پسر خاله جانم برای دامادیش..انتظاره. هم کلاسیم برای چهلمه م ...

ادامه مطلب

نصیحتی به خواهرانم

یاد کن از آتش روز معاد                              طرِۀ گیسو مده در دست باد   خواهرم دیگر تو کودک نیستی                                       فاش تر گویم عروسک نیستی   خواهرم ای دختر ایران زمین                                       یکنظر عکس شهیدان را ببین   خواهرم این جامه های تنگ چیست؟                                  ...

ادامه مطلب

سفره خالی

شعری زیبا و تکان دهنده از مرحوم قیصر امین پور:   یاد دارم در غروبی سرد سرد، می گذشت از کوچه ما دوره گرد،   داد می زد: "کهنه قالی می خرم، دست دوم، جنس عالی می خرم، کوزه و ظرف سفالی می خرم، گر نداری، شیشه خالی می خرم"، اشک در چشمان بابا حلقه بست، عاقبت آهی کشید، بغض اش شکست، اول ماه است و نان در سفره نیس ...

ادامه مطلب

1.اولی نصفه شب بیدار شده و میگه بیخود نیست میگن شبای زمستون بلندترین شبهاست چرا صبح نمیشه و خوابید. 2.خواهرم نوشته صدام گرفته تو تلگرام پیام بدید کارم داشتید. یادمه بچه بودم با پدربزرگم رفتیم ماست بخریم و ماست فروشه صداش گرفته بود من به پدربزرگم گفتم این اقا صبحانشو نخورده که صداش گرفته ؟ و اون خندی ...

ادامه مطلب

26آذر / سقط شدن بچه ی خواهرم

بسم الله به نام خدایی ک خواست و ارادش بالای همه ی خواستن ها و نخواستن هاست.....   خداجونم شکرت... دیشب ساعت 3ونیم بود ک تلفن خونه امون زنگ خورد مامانم هراسون دویید دنبال تلفن .... تلفن رو پیدا نکرد گفت پاشو تلفن کجاست؟ مامانم بنده خدا خیلی ترسیده بود من گیج خواب بودم گفتم با تلفن چیکار داری!!؟؟ گفت زنگ خ ...

ادامه مطلب

برای خواهرم

  آدم خوشبخت کسی هست که یه دوست خوب داشته باشه   خوشبخت تر از اون کسی هس که یه خواهر داشته باشه   ولی خوشبخت تر از همه اونا --->منم---< که بهترین دوستم شده خواهرم....بهترین خواهرم   چقـــــــــــــــــــــــــــــدر خوبه که دارمـــــــــــــــــــــت   تموم تو ماله منه عشـــــــــــــLeilaWـــــــــق آجی   #حسی که بین ماست از عشق بیشتره ...

ادامه مطلب

به نام زن

به نام قداست نام نامی مادربه نام معصومیت و پاکی خواهرمسالهاست که در این سرزمین دختران و زنان را به دلیل نا مشخصی حد میزنند. اینجا دیدگاهی نسبت به زنان دارند که حاصل از هوس امیخته با خرافات دینی و ملیست.دیدگاهی که زنان را در این زمین خاکی حبس می کند تا لحظه ای که روحشان از بدنشان خارج شودازاد و مختار ...

ادامه مطلب

بسم رب الشهدا و الصدیقین حجاب موضوع طرح قدم قدم تا اسمانی شدن:ترک گناه غیبت حجاب زیباست ولی… . شهیدی گفت: «خواهرم…تو در سنگر حجاب مدافع خون منی…» . شهید دیگری گفت: «خواهرم… استعمار از سیاهی چادر تو بیشتر از سرخی خون من می ترسد…» . یادمان باشد که تا ابد مدیون این شهدائیم... شهدایی که لباس و نوع شلوار و مُد روز بر ...

ادامه مطلب

غیبت:دی

امروز برایه اولین بار غیبت کردم،ازون غیبتا نه ها:))یکی از کلاسامو نرفتم چون احساس کردم امروز موندنم تو کلاس هیچ فایده ای نداره:|از بس خوبه استادمون:|البته درس عمومی بودش... یه خاطره جالب یادم اومدش بگم:))دوسال پیش نزدیکایه عید خواهرم میخواست از خوابگاه بیاد خونه که به یکی از کلاساشون هفته آخر برمیخورد،از طرفی ...

ادامه مطلب

شب طولانی

امشب شب عجیبی بود،نمیگم بد بود..عجیب بود..حالم خوب نبود..همون مالیخولیای همیشگی که میاد سراغم..از بس تو خوابگاه موندم ذهنم مشوش شده..زدم به سیم آخر..به خواهرم پیام دادم اونم حالمو  خوب نکرد،بعدش مهموندار شدیم خوبه اونا اومدن حالم بدتر نشد..نمیگم خوب شد چون زیا نمیتونم بجوشم باهاشون..بعدش خودمو دراز کردم رو ...

ادامه مطلب

وقتی خیس از باران به خانه رسیدم...   برادرم گفت: چرا چتری با خود نبردی..؟ خواهرم گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی..؟ پدرم با عصبانیت گفت: تنها وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد...! ... ... ..... اما مادرم در حالی که موهای مرا خشک می کرد گفت... باران بی موقع..!!   ...

ادامه مطلب

مــــــــــادر

پرتقال های یواشکی وقتی بچه بودیم، مادرم یک عادت قشنگ داشت: وقتی توی آشپزخانه غذا می پخت برای خودش یواشکی یک پرتقال چهارقاچ می کرد و می خورد. من و خواهرم هم بعضی وقت ها مچش را می گرفتیم و می گفتیم: ها! ببین! باز داره تنهایی پرتقال می خوره. و می خندیدیم. مادرم هم می خندید. خنده هایش واقعی بود اما یک حس گنا ...

ادامه مطلب

اگر دیگر نبودم... به مادرم بگوید..از گریه هایش خجالت زده ام....پدرم را بگویید سرش را بالا بگیرد....خواهرم را بگیوید..کودکانه دوستش دارم..عشقم را بگویید..ببخشد که بی او رفتم!!!!!!!!!!!!!..بهش بگویید..اشک هایش را خودش پاک کند!!!!!!!!!..شاید فردا نباشم.....! ...

ادامه مطلب

دوشنبه خوب 94/10/14

از نوشتن مطالب قبلی پشیمون شدم نباید می نوشتم... امروز روز خوبی بود،بعد چند روز سر خلوتی و تقریبا بیکاری یکم کارای مفید کردم به از هوش خودم بسیار لذت بردم.... یسری مدارک فنی منتشر کرده بود تا نگاه کردم چندتا مغایرت اساسی دیدم،اینجور وقتا دوست ندارم کارشناسا زیر سوال برن بخاطر همین زنگ زدم بخ خود کارشناس ب ...

ادامه مطلب

دوشنبه خوب 94/10/14

از نوشتن مطالب قبلی پشیمون شدم نباید می نوشتم... امروز روز خوبی بود،بعد چند روز سر خلوتی و تقریبا بیکاری یکم کارای مفید کردم به از هوش خودم بسیار لذت بردم.... یسری مدارک فنی منتشر کرده بود تا نگاه کردم چندتا مغایرت اساسی دیدم،اینجور وقتا دوست ندارم کارشناسا زیر سوال برن بخاطر همین زنگ زدم بخ خود کارشناس ب ...

ادامه مطلب

صعود از راه آل سعود*

نام خواهرم زینب بود...زینب موزائیک‌ها را هجو می کرد. زینب برای کاشی‌ها یک احترام لاجوردی قائل بود... خواهرم هر شب خواب شقایق می‌دید. هر روز صبح دم حوض، صورت مرا با حرفهای نورانی‌اش می‌شست... حالا دیگر زینب سر سفره شام نیست. حالا شهیدان رفته‌اند و زینب به مدینۀ خاموش قلب من بازگشته است: با پیراهن خونین ز ...

ادامه مطلب

حجاب درکلام شهدا

    «حفظ حجاب هم چون جهاد در راه خداست.» (شهید محمد کریم غفرانی)     «خواهرم: هم چون زینب باش و در سنگر حجابت‏به اسلام خدمت کن.» (طلبه شهید محمد جواد نوبختی ) «یک دختر نجیب باید باحجاب باشد.» (شهید صادق مهدی پور) «خواهرم: حجاب تو مشت محکمی بر دهان منافقین و دشمنان اسلام‏می‏زند.» (شهید بهرام یادگاری) ...

ادامه مطلب

اینا امیدواری میدن...ولی امیدم تو بودی...

دیروز یهو بحث شد کاملا سر بسته ب خواهرم گفتم عاشق شدم و بهش نرسیدم عاشق این اخلاق خواهرمم ک اجازه میده خودت حرف بزنی و نمیپرسه شاید فردا عماد بهت بزنگه و این برام خیلی سنگینه... و میترسم... من از آب پاکی ای که میریزن رو دل آدم میترسم.... تو رو خدا برگرد نذار ادامه دار شه. .. ...

ادامه مطلب

خدایا صبرم بده...با این همه جبر چه کنم....

حال و روزم نابوده اما سره پام دیروز جشن عقد خواهرم بود همه میگفتن خوشگل شدی میگفتن قشنگ میرقصی همه تاییدم میکردن  اما جواب من فقط ی لبخند بود چون من به تایید اونی ک باید باشه و،نیست احتیاج داشتم. .. عزیزه دلم کجایی...بخدا سخته بخدا عذابه.... چند شب پیش بیمارستان بودم بدنم آهسته داره فرسوده میشه ...

ادامه مطلب
صفحات ادامه نتايج:  1